بنام خداي ايران
عنوان برنامه : خط الراس چين كلاغ به توچال (يادبود زنده ياد اسماعيل محامد)
تاريخ:17/12/86
نفرات شركت كننده: احسان احمدي ( عکاس ) – سعيد حميدي (سرپرست و گزارش)
طبق قرارقبلي ساعت -/4 درميدان تجريش حضور به هم رسانديم و بعداز گرفتن ماشين كرايه ساعت 15/4 به سمت دركه حركت كرديم. ساعت 45/4 بعد از آماده شدن ، برنامه را با ياد خدا از ميدان دركه آغاز ميكنيم. هوا بسيار عالي است و ستارهها در آسمان به زيبايي ميدرخشند و خبري از ابرهاي سياه نيست. مسير معمول دركه را كه به پناهگاه منتهي ميشود از كنار كافهاي بريده و به سمت جنگل كارا روانه ميشويم ساعت 45/5 دقيقه به جنگل ميرسيم و قله چين كلاغ در روبهرو به ما سلام ميكند آفتاب آهسته و خرامان چهره از پشت كوه بيرو ميكند و به ما روحيهاي دو چندان ميدهد. كم كم از يال سنگي بالاي جنگل ارتفاع گرفته و به سمت قله چين كلاغ حركت ميكنيم. شيب تند زير قله را پشت سرميگذاريم و ساعت 10/8 به قله 2820 متري چينكلاغ ميرسيم. اكنون وقت صبحانه است ، جاي همه دوستان خالي . صبحانهاي مفصل خورده و با اضافه كردن گتر و تجهيزات ساعت 40/8 دقيقه به سمت قله دوشاخ حركت ميكنيم. از اينجا به بعد برفكوبي نه چندان جدي شروع ميشود چون باد قبلاً برف روي خط الراس را به داخل دره رانده بود. كمي كه از قله چين كلاغ دور ميشويم كم كم ارتفاع كم ميكنيم و شيب تندي را با برف سنگين به سمت گردنه كارا بين چين كلاغ و دو شاخ ميپيمائيم.
( اينجا همان محلي است كه پارسال زانوي مرحوم اسماعيل محامد به علت حجم زياد برف و شيب زياد پيچيد ولي خدا را شكر بعد از كمي استراحت پاي آن عزيز بهبودي نسبي پيدا كرد و به مسيرمان ادامه داديم). كم كم از گردنه ارتفاع ميگيريم و به جدال با سنگهاي زير قله دوشاخ ميپردازيم كه خستگي از تنمان ميزدايد ساعت 40/10 دقيقه ميباشد و آفتاب كاملاً بالا آمده و ما بر روي قله دوشاخ به ارتفاع 3045 متر ايستادهايم .انعكاس نور خورشيد بر روي برف قلهها مناظر بديعي را پديد آورده ، خدا را شاكريم به خاطر اين مناظر بي نظير . همنورد عزيزمان آقا احسان با تور خود به صيد چند ماهي براي دوستان ميپردازد . خط الراس را ادامه داده و دوباره ارتفاع كم مي كنيم شيب تندي است . قله بعدي سياه سنگها ميباشند شيب زيرقله سياه سنگها تقريباً آخرين شيب نفس گير خط الراس ميباشد.
اين قله نيز با برف كوبي سنگيني در انتهاي مسير قله به استقبالمان ميآيد . ساعت 10/1 دقيقه است و ما روي سياه سنگ اول به ارتفاع 3400 متر هستيم . دماوند در سمت راست به زيبايي هر چه تمام دلبري ميكند و در سمت چپمان قله زيباي بند عيش جلب توجه مي كند. از اينجا به بعد تا سياه سنگ دوم نقابهاي قشنگ و همچنين تله برفيهاي نه چندان بزرگي با سوراخي به اندازه توپ فوتبال به ما علامت ميدهند كه ما به آرامي در منتهي اليه سمت چپ حركت ميكنيم و به سياه سنگ دوم به ارتفاع 3440 متر و بعد گردنه اشترگردن ميرسيم، ساعت 30/2 ميباشد . اينجا بخشي از جاده تاريخي ناصرالدين شاه ميباشد كه زير برف مدفون شده و محلي مناسب براي جبران انرژي از دست رفته . چاي آويشن و بيسكويت بهترين گزينه است . ساعت 50/2 دقيقه به سمت قله سربازارك حركت مي كنيم . اين آخرين شيب تا ايستگاه هفت ميباشد اين قسمت مسير را نيز قبلاً باد از برف پاك كرده بود كه به سرعتمان افزود . نزديك قله سربازارك كلاه طوفان و بادگير اضافه ميكنيم چون احتمال باد روي خط الراس زياد است ساعت 10/4 دقيقه از قله سربازارك به ارتفاع 3840متر به سمت ايستگاه هفت حركت ميكنيم . مسير از اينجا به بعد مستقيم و هموار ميباشد. برف روي خط الراس يخ زده و باد نيز اذيت نمي كند و آفتاب همچنان ياراي ماست . بعد از گذشتن از قله شاه نشين به ارتفاع 3875 متر و هومند شاه نشين و كمي پستي بلندي ساعت 30/5 دقيقه به ايستگاه هفت ميرسيم « ياد آن شب سرد و شام گرم به همراه دوستان مرحوم اسماعيل محامد، علي خيرخواه و مهدي جباريان در اين مكان به خير» هنوز آفتاب با نور و گرماي خود به ما اميد مي دهد. پس 5 دقيقه استراحت ميكنيم و به سمت قله حركت ميكنيم . اكنون آفتاب در حال غروب است و صعود ما نيز در ساعت 10/6 دقيقه به پايان ميرسد. آفتاب با فرودي زرد و طلايي و بسيار رويايي اتمام صعودمان را به ما تبريك ميگويد . وارد پناهگاه اردلان در ارتفاع 3940 متر ميشويم . دو تن از همنوردان ستاد اطلاع رساني از بچههاي گروه دماوند را داخل چادر ميبينيم واقعاً كه خسته نباشند اين غيرت و همت آنها را ميستائيم . كمي داخل پناهگاه استراحت ميكنيم و با گرفتن چند عكس يادگاري به همراه مرحوم اسماعيل نهايتاً ساعت 40/6 دقيقه ، روانه ايستگاه هفت ميشويم . با توجه به تاريك شدن هوابهترين مسير برگشت ، مسير جادهاي ايستگاه هفت به پنج ميباشد. وسايل دفاعي را با توجه به ديده شدن گرگ در منطقه دم دست ميگذاريم و به سمت پائين حركت مي كنيم . ساعت 9 شب به ايستگاه پنج ميرسيم و با استراحتي كوتاه به سمت ايستگاه 2 حركت ميكنيم . با توجه به تميزي هوا شهر تهران بسيار پر نور و زيباست حتي زيباتر از آسمان. تا به حال تهران را در شب اينگونه قشنگ نديده بودم . ساعت 00/11 ميباشد و ما از ايستگاه 2 به سمت ايستگاه يك سرازير ميشويم وساعت 00/12 به لطف خدا برنامه با موفقيت به پايان ميرسد .
« اين صعود ناچيز را تقديم مي كنيم به روح پاك و بلند همنورد عزيزمان شادروان اسماعيل محامد»
يادش گرامي باد.
سعيد حميدي







