تبليغاتX
گروه كوهنوردی همت شميران - شمیران کوه - اشترانكوه-20 الي 22/5/87
اشترانكوه-20 الي 22/5/87 چهارشنبه 1387/06/13 8:18

به‌نام خدا

 

براي پرسيدن نام گلي‏، ناآشنا چه سفر‌ها كرده‌ايم

عنوان برنامه: قلل اشترانكوه (سن‌بران 4150 متر، گل‌گل 4100 متر، گل‌گهر 3950 متر)

نفرات شركت‌كننده: سعيد حميدي (سرپرست و تهیه کننده گزارش) و علي اشراقي  مورخه: 20 الي 22/5/87

 

شرح برنامه:

 

ما صبح جمعه ساعت 09:00 با شور و حالي دوست‌داشتني به علت پاگذاردن براي اولين بار در منطقه اشترانكوه ترمينال‌جنوب تهران را به مقصد لرستان «اَزنا» ترك كرديم و ساعت 15:00 به محل موردنظر رسيديم و از «اَزنا» توسط تاكسي به مقصد تيون حركت نموديم. بعد‌از 20 دقيقه از دهستاني به نام دربند مي‌گذريم و ساعت 15:40 به تيون مي‌رسيم؛ از تيون به فاصله 10 دقيقه به دهي به نام بيدستونه مي‌رسيم كه مبدا حركت ماست. با استقبال گرم مردم روستا و همچنين راهنمايي‏ مسير، ساعت 16 با نام و ياد خدا قدم به منطقه اشترانكوه مي‌گذاريم.

 

از ده دو مسير پيش رويمان مي‌باشد. يك مسير كه از سينه‌كش يالي در سمت چپ بر سر يالي مي رود كه خط‌الراس‌وار از سر يال به پناهگاه شماره يك مي‌رسد كه جهت برنامه زمستانه مناسبتراست و مسير بعدي، مسير دره‌اي است كه روبه‌روي ده قرار دارد و از مسير قبلي نيز به پناهگاه نزديكتر و ما به‌علت گرماي هوا مسير دره را انتخاب مي‌كنيم. بعداز 20 دقيقه و عبور از دره‌اي نه‌چندان عميق به چشمه‌اي مي‌رسيم كه آن چنداني از آن نمي‌جوشد و قمقمه‌هايمان را پر مي‌كنيم. باد نيز داخل دره مارا همراهي مي‌كند. جلوتر كه مي‌رويم دره پهن‌تر و ديوارهاي دوطرف بلندتر و صخره‌اي‌تر مي‌شوند.

 

به ساعت 18 چيزي نمانده كه ما به دوراهي مي‌رسيم. مسير دره‌اي راست به اين صورت‌است كه دره را تا انتها متمايل به سمت چپ ادامه مي‌دهيم و كم‌كم شيب مي‌گيرد و به وسط‌هاي مسيري موسوم‌به گرده‌ماهي مي‌رسيم. گرده‌ماهي چنديال پشت سرهم با شيب زياد است كه بي‌شباهت به باله‌هاي سر ماهي نيست. به گرده‌ماهي كه مي‌رسيد تا پناهگاه چال‌كبود ساعتي بيشتر راه نيست. كلا اين مسير از دوراهي، حدودا 4 الي 5/4 ساعت زمان لازم دارد كه ما به‌علت تنگي‌وقت و امكان تاريك‌شدن هوا مسير سمت‌چپ را پيش مي‌گيريم. دره‌اي عميق و با ديوارهاي شاخص و ريزشي در سمت چپ آن و همچنين سنگهاي بزرگ و سقوط‌كرده در ته دره مارا به سوي خود فرا مي‌خواند.

سنگهاي بزرگ كف دره‌را دور مي‌زنيم و كم‌كم شيب مي‌گيريم. به‌نقل از روستاييان منطقه، در اين دره رودخانه‌اي خروشان جريان داشته كه متاسفانه خشك شده‌بود. سنگهاي درشت ديدمان را كور كرده‌اند. بعداز گذر از صخره‌اي كوچك كه گويا قبلا آبشار بوده كم‌كم دره پهن مي‌شود. ديگر از ديوارها و سنگهاي درشت خبري نيست و مير دره را ادامه مي‌دهيم و در انتهاي دره در دوردست گردنه‌اي مي‌بينيم. كم‌كم صداي جوي آب به‌گوش مي‌رسد كه به‌ ما اميد مي‌دهد. مسير جوي آب را ادامه مي‌دهيم و ساعت 19:00 به چشمه‌اي مي‌رسيم. تا گردنه مسير زيادي داريم. در كنار چشمه با يكي از همنوردان شيرازي هم‌صحبت مي‌شويم كه اطلاعات بسيار دقيقي درباره منطقه به‌ما مي‌دهد. استراحتي نموده  و ساعت 19:50 مسير بالاي چشمه را دنبال مي‌كنيم. (به چشمه كه مي‌رسيم مسير دره را به سمت چب روبه بالاي چشمه تغيير مي‌دهيم، از چشمه تا پناهگاه شماره‌يك 30 دقيقه بيشتر راه نيست). كم‌كم جيرجيركها نويد شبهاي اشترانكوه را مي‌دهند و نسيم خنكي شروع‌به وزيدن مي‌كند؛ آرام‌آرام هوا تاريك مي‌گردد. شيب زير پناهگاه را كه طي مي‌كنيم، ناگهان نوري عجيب جلب‌توجه مي‌كند. به ذهنمان خطور مي‌كند كه شايد پرژكتوري بالاي پناهگاه براي كوهنوردان روشن كرده‌اند.

بعد‌از گذر از سنگي نسبتا بزرگ به يكباره قرص كامل ماه را روبه‌رويمان مي‌بينيم. منظره‌اي بسيار زيبا و وصف ناشدني. مهتاب پروردگار، مارا غافل‌گير نمود و اولين شب خاطره‌انگيز اشترانكوه مان را كامل كرد‌. ساعت 20:30 به پناهگاه شماره‌يك با گوشه‌هاي  قرمز‌رنگ مي‌رسيم.

 

پناهگاهي سنگي حدودا 18 متر، نوساز كه در كنارش پناهگاه قديمي‌تر كوچكي به مساحت حدودا 8 متر قراردارد و چشمه‌اي نيز در آن نزديكي كوهنوردان راسيراب مي‌كند. ما شب‌را در پناهگاه به‌صبح رسانديم. طبق گفته‌هاي راهنمايان محلي از اينجا تا قلل اشترانكوه و حتي تا درياچه گهر آب موجود نمي‌باشد. پس ما نفري حدودا 5‌ليتر آب برمي‌داريم و صبح ساعت 7 پناهگاه را به سمت چال‌كبود ترك مي‌كنيم. مسير به اين صورت است كه از پناهگاه رو به بالا و كمي متمايل به چپ نگاه مي‌كنيم. در روبه‌رو قله‌اي فرعي و مخروطي را مي‌بينيم

 

كه از پاي اين قله مسيري پاكوب به‌سمت چب را دنبال مي‌كنيم كه چادر عشاير حاجي‌وند يا سالاروند نيز پاي اين كوه خودنمايي مي‌كنند و قله را دور مي‌زنيم و كم‌كم رو به بالا حركت مي‌كنيم. باد صبحگاهي نيز به ما خودي نشان مي‌دهد. آهسته آهسته شيب مي‌گيريم. اين ابتداي همان مسير گرده‌ماهي است.

 

يالها را پشت‌سر مي‌گذاريم. شيب كه تمام مي‌شود به كفي يا سر يالي مي‌رسيد كه شما را به چال‌كبود مي‌رساند.

خط‌الراس اشترانكوه‌را آلپ‌ايران مي‌نامند. قله‌هاي تيز و سوزني سن‌بران و گل‌گهر و گل‌گل به ترتيب از شرق به غرب خودنمايي مي‌كنند كه زنجيروار به‌هم متصل‌اند. وسط خط‌الراس محلي به شكل  V يا قيف جلب‌توجه مي‌كند كه مناسبترين مسير سرازيرشدن به سمت درياچه گهر مي‌باشد. -به‌نقل از راهنمايان محلي- از سينه‌كش خط‌الراس يخچالي بزرگ به سمت پايين آمده و تا وسط كاسه نيز ادامه دارد. البته يخچال با سنگ و شن‌هاي ريزشي خط‌الراس مدفون شده و پناهگاه فلزي قرمز‌رنگي نيز در وسط كاسه چال‌كبود قرار دارد.

 

منطقه چال‌كبود بي‌شباهت به منطقه علم‌چال علم‌كوه نيست. ما ساعت 10:00 به چال‌كبود رسيديم و بعد‌از كمي استراحت كوله‌ حمله را مي‌چينيم و ساعت 10:40 راهي قله سن‌بران مي‌شويم. مسير كفي سمت‌چپ به سمت شرق را پيش ميگيريم و بعد‌از گذر از كفي به كاسه چال‌كبود كم‌كم شيب مي‌گيريم و به روي خط‌الراس فرعي مي‌رسيم كه به قله سن‌بران منتهي مي‌شود. اين مسير را نيز مي‌توان به مسير سياه‌سنگهاي علم‌كوه تشبيه‌كرد، البته با فاصله زماني كمتر. ما ساعت 12:15 بر روي بلندترين قله منطقه اشترانكوه ارتفاع 4150 متر رسيديم.

 

از روي قله سن‌بران با ديدن نگين اشترانكوه، درياچه گهر خستگي از تن بيرون مي‌رود. درياچه‌اي زلال و آبي‌تر از آسمان كه در كف دره دلبري مي‌كند و ما را لحظه‌لحظه به دسترسي به خود مشتاق مي‌كند. پس‌از استراحتي كوتاه رومي قله، ساعت 13:00 از شن‌اسكي‌هاي زير قله خود را به كف كاسه چال‌كبود مي‌رسانيم و ساعت 14:00 به پناهگاه مي‌رسيم. ساعت 15:00 با برداشتن كوله‌ها از پناهگاه چال‌كبود به سمت قله گُل‌گُل حركت مي‌كنيم. اين بار به سمت راست و غرب پناهگاه حركت مي‌كنيم. خيلي زود شيب مي‌گيريم و بعداز دست‌و پنچه نرم‌كردن با صخره‌هاي زير قله ساعت 17 به قله گل‌گل مي‌رسيم. «لازم به ذكر‌است كه در هردو مسير قلل سن‌بران و گل‌گل بهتر‌است دائما در طول مسير پناهگاه چال‌كبود در كف كاسه را از نظر دور نكنيم تا از مسير قله‌ها منحرف نشويم. قصد مارفتن به كنار درياچه گهر است و مطمئن‌ترين مسير انتهاي قيف يا V وسط خط‌الراس سن‌بران و گل‌گل است. يعني از كنار قله گل‌گهر. مسيرهاي ديگر خط‌الراس به پرتگاه منجر مي‌شوند. ما ساعت 18:00 خط‌الراس را به سمت شرق به‌سمت قله گل‌گهر مي‌گيريم. درمسير خط‌الراس نكات انحرافي بسياري موجوداست كه به‌علت لذت رسيدن به درياچه كوهنوردان را به سوي پرتگاه‌ها منحرف مي‌سازد. پس بهتراست با دقت بسيار و توجه‌به نشانه‌هايي مثل سنگ‌چين و فلش فقط به‌سمت V ميان خط‌الراس حركت كرد. مسير دست به سنگ و فني‌است. ساعت19:00 به قيف مي‌رسيم و در آخر مسير سيم‌بكسل در داخل دره‌اي عميق پيش‌رويمان است و با توجه‌به كمبود وقت سريع از قيف سرازير مي‌شويم. شيب حدودا 50 تا 60 درجه و 2 قسمت از مسير شن‌اسكي نيز سيم‌بكسل كار گذاشته‌شده.

بعد‌از گذر از آنها كم‌كم دره از آن حالت تنگي خارج شده و كمي پهن‌تر مي‌گردد. در مسير شن‌اسكي‌هاي پاكوب بسياري وجود دارد كه به پرتگاه منجر مي‌شوند. پس بهتر‌است انتهاي مسير شن‌اسكي موردنظر را تا شعاع 50 تا 60 متري چك كنيم تا به پرتگاه برنخوريم و به هيچ‌عنوان شبانه اين مسير طي نشود كه اين كار استقبال از مرگ را بدون شك به همراه دارد. هوا همچنان روشن‌است و ما تقريبا نصف شن‌اسكي را طي كرده‌ايم و براي استراحت صبر مي‌كنيم و به عقب بر مي‌گرديم كه مسير طي‌شده را نظاره كنيم. شكوه و عظمتي اينجاست كه سر تعظيم فرود مي‌آوريم در مقابل خالق يكتا. ديواره، پرتگاه‌ها و دره‌هاي عميق و عظيمش غرور آدمي را به تمسخر مي‌گيرد. مسيرمان را ادامه مي‌دهيم. كم‌كم هوا تاريك مي‌شود و ما تقريبا پرتگاه‌هاي مسير را كاملا رد كرده‌ايم. اما شن‌اسكي پرشيب همچنان ادامه‌دارد. ديگر خطر نمي‌كنيم و زير سنگي بزرگ محلي را براي برقراري چادر آماده مي‌كنيم. ساعت 21:00 است و مهتاب مارا همراهي مي‌كند. چادر را برپا مي‌كنيم. بعداز خوردن شام و  خستگي زياد به‌خواب مي‌رويم و ساعت 9:00 صبح از خواب بر مي‌خيزيم و ساعت 10:10 به پايين سرازير مي‌شويم. آب چنداني برايمان باقي نمانده‌ و خوشبختانه بعد‌از20 دقيقه به آبشاري مي‌رسيم كه بسيار لذت‌بخش است.

قمقمه‌ها را سيراب‌ مي‌نماييم و مسير رودخانه را پيش‌ميگيريم. از اينجا به‌بعد مسير سبز و پرآب است.

مسير را ادامه مي‌دهيم. فاصله‌اي تا درياچه نداريم. رودخانه به‌يكباره در زمين فرو مي‌رود و ناپديد مي‌گردد و ديگر از شيب خبري نيست. مسير كفي را ادامه داده و به جنگلي كوچك با درختاني كهنسال مي‌رسيم و بعد‌از گذر از آن به رودخانه‌اي مي‌رسيم كه كمي قبل‌ در زمين مدفون شده‌بود و از ايجا دوباره سر برمي‌آورد و بعد‌از گذر از رودخانه متمايل‌به چپ شده و بالاخره درياچه را ساعت 20:12 مي‌بينيم.

 

منظره‌اي بسيار زيبا و تميز كه تلالو نور خورشيد به‌سطح درياچه تصويري بي‌نظير را در ذهن حك مي‌كند. گَهَر به معني گوهر و نگين است. نگيني زيبا در دل اشترانكوه. درباره اين درياچه از قول يكي از محلي‌ها مطلبي را نقل مي‌كنيم: «حدود 55 سال پيش، فردي به‌نام شاپور غلامرضا ماهي‌هاي غزل‌آلاي رنگي‌را وارد درياچه ميكند و نيز از كانادا يك جفت سمور به‌درياچه مي‌اندازم تا مانع از رشد و پيشروي نيزار در آن گردد كه گويا اخيرا به‌دست شكارچيان و براساس پاره‌اي از باورهاي خرافي اين جانوران شكار گشتند.» خوشبختانه ماشين تا پاي درياچه نمي‌آيد كه اين به بكر ماندن منطقه كمك مي‌كند. از درياچه تا محل پاركينگ ماشين يا چشمه كل‌محمود يا همان چشمه‌دره 4 الي 5 ساعت زمان لازم‌است. در طي اين مسير نيز بايد  از چشمه‌هاي پنبه‌كار و گردنه پنبه‌كار عبور نمود. نيسان در چشمه كل‌محمود منتظر كوهنوردان است كه آنها را به درود برساند. «منطقه به‌علت بكربودن از حيواناتي چون خرس، گرگ، گراز، پلنگ، بزكوهي،... بهره مي‌برد و به غيراز منطقه اشترانكوه مي‌توان به تخت‌كالا و سرسبز كه از مناطق كوهنوردي ديگر منطقه هستند نيز اشاره كرد و همچنين دره نگار كه سرشار از آبشاره و پرتگاه و حيوانات وحشي است و پيمايش آن بدون راهنماي محلي صلاح نيست. مي‌توان براي هماهنگي راهنما با آقاي احمد بهزادي به‌شماره 09169705245 و يا هيئت كوهنوردي شهرستان درود آقاي محمد لشيني 09166622335 هماهنگ‌كرد.

در مورد وجه‌تسميه قلل اشترانكوه اينگونه روايت‌مي‌شود كه هنگاميكه از درود خط‌الراس اشترانكوه را مي‌بينيم مانند كاروان شتري هستند كه شترها با آن كوهان‌هايشان پست‌سرهم در حركتند كه به قلل اشترانكوه معموف شدند. و در مورد قله سن‌بران اين‌كه سن‌ به زبان لري قديم بمعني سنگ سفت و سخت و بُران است. در مجموع يعني سنگهاي سفت و سختي كه بريده‌بريده كنار هم قرار گرفته‌اند.  هزينه برنامه نفري 17 هزار تومان (جهت اياب و ذهاب) برآورد شد.

 

 

گروه كوهنوردي همت شميران

سرپرست برنامه اشترانكوه به گهر- سعيد حميدي

30/5/87

 

 

 

نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ  | لینک ثابت |