به نام خدا
گزارش امداد در دیواره خاتون بارگاه ۲۲/۰۶/۸۷
امدادگران : بویه سادات نیا ( تهیه کننده گزارش ) و سعید طاهری

روز جمعه 22/06/87 بعد از ظهر حدود ساعت 20:00 از طریق یکی از دوستان خبردار شدیم که در منطقه گرمابدر در دامنه های خاتون بارگاه یکنفر در میان دیواره منطقه مانده و نمی تواند به پایین باز گردد . همچنین مطلع شدیم که گروهی برای کمک رفته اما نتوانسته اند به فرد مورد نظر دسترسی پیدا کنند . از دوستی که خبر مربوطه را داده بود خواستم اطلاعات بیشتر و دقیق تری در مورد حادثه بدهند و همچنین اطلاعات بیشتری از منطقه را به من ارائه کند تا با نفراتی جهت امداد هماهنگ نمایم و سپس از دوستان گروه همت شمیران با آقای سعید طاهری تماس گرفتم و ایشان اعلام آمادگی کردند و به اتفاقشان مشغول جمع آوری وسایل فنی و حرکت به سوی منطقه شدیم . از طرفی از طریق آقای علی افشار از فعالان امداد و نجات هلال احمر که قبلا در منطقه حضور پیدا کرده بودند خبردار شدیم که تیم های آتش نشانی و هلال احمر نیز در منطقه مستقر هستند .
![]()
بخاطر سرمای منطقه وساعات طولانی که نفر در میان دیواره مانده بود و احتمال اینکه از طرف نفر یا کسانی که در منطقه حضور دارند ( بخاطر فشار سرما ) اقدام نادرستی صورت گیرد تصمیم گرفتیم هر چه سریعتر و به صورت شبانه اقدام نماییم . بنابراین پس از هماهنگی با آقای افشار و مشخص کردن وسایل مورد نیاز و اعلام آن برای تهیه ، قرار شد در قرارگاه امداد گردنه قوچک به هم بپیوندیم .خود را با سرعت به گردنه قوچک رساندیم . اما وسایل هنوز به آن محل نرسیده بود برای همین حدود نیم ساعت صبر کردیم تا وسایل مورد نیاز رسید و سپس به سرعت بوسیله دو خودرو نجات هلال احمر خود را به منطقه رساندیم و بعد از 15 دقیقه کوهپیمایی به محل رسیدیم .
![]()
ساعت حدود 24:00 نیمه شب بود . ماموران آتش نشانی در منطقه حضور داشتند ( حدود 20 نفر )ولی کاری صورت نگرفته بود فقط جای نفر حادثه دیده به نام حسن مشخص شده بود . در میان دیواره که حدود پنجاه متر با زمین فاصله داشت . البته چراغهای دوستان که مامور آتش نشانی بودند به ما کمک کرد برای تشخیص مسیر و راه رسیدن به نفر را نشان می داد . از آنجا ارتفاع کل دیواره بسیار زیاد بود و همچنین دارای پستی و بلندی بسیار بود و همچنین امکان رسیدن به نفر از بالا هم نبود بدلیل اینکه طناب با طول بیش از پنجاه متر نداشتیم و دوم اینکه امکان دسترسی نفر از بالا کم بود .در نتیجه علیرغم خطر صعود شبانه تصمیم به صعود از پایین گرفتیم . سعید طاهری اقدام به صعود کرد از ابزارهای فنی که هلال احمر در اختیار ما گذاشته بود یک ست کیل و فرند بود که با توجه به وسایل ابزارگذاری موجود سعید برای حمایت میانی و کارگاه زدن محدودیت داشت . سعید مسیر را اقدام به صعود کرد که پس از طی کردن حدود پنجاه متر متوجه کمبود طناب برای ادامه مسیر شدیم زیرا مسیر مستقیم نبود و حدود 10 متر دیگر طناب برای صعود و برپایی کارگاه مورد نیاز بود . ضمن اینکه باید در نظر می گرفتیم که سعید ممکن است در هنگام اتمام طناب در جای مناسب نباشد و یا در سختی مسیر قرار داشته باشد پس باید به صورتی طناب اضافه می شد که خللی در حمایت هم بوجود نمی آمد . در نتیجه از آقای افشار خواستم تا طناب دیگری را به وسیله گره هشت به طناب اضافه کند و همچنین از ایشان خواستم در پشت گره در حمایت قرار گیرد و با کوتاه شدن طناب به من نزدیک شود بنابر این به محض اینکه به انتهای طناب رسید حمایت را آزاد کردم و حمایت روی آقای افشار آمد این کار امکان پذیر بود زیرا حمایت میانی اول که سعید در فاصله 20 متری از زمین قرار داشت و باعث می شد سعید 20 متر طناب برای ادامه مسیر داشته باشد و این مطلوب ترین کار بود زیرا امکان کارگاه زدن به علت کمبود ابزار و نبود جای مناسب و از همه مهمتر تاریک بودن هوا میسر نبود و این تکنیک صرفه جویی بسیار خوبی در زمان بود علاوه بر آن خطر بسیار کمتری نیز داشت . سپس سعید بعد از 15 متر صعود به نفر حادثه دیده رسید و بعد از کنترل سلامت وضعیت نفر و دادن تن پوش پولار خود به او به کارگاه زدن مشغول شد .
![]()
کارگاه او بوسیله سه شفت و یک فرند و سری شدن آنها کامل شد و نفرات در خود حمایت قرار گرفتند . سپس من برای باز کردن گره انتهای طناب که در زیر حمایت میانی اول بود صعود کردم اما پس از باز کردن گره صعود خود را تا حمایت میانی سوم ادامه دادم زیرا به علت وجود شکستهای زیاد در طناب تقریبا به حالت فیکس در آمده بود و جمع کردن آن از بالا بسیار دشوار شده بود . من بعد از صعود تا میانی سوم و آزاد کردن طناب از میانی ها روی میانی سوم که از دومیخ که از قبل روی مسیر وجود داشت و سعید به صورت سری از آنها به عنوان یک میانی مطمئن استفاده کرده بود فرود آمدم . سپس طناب را جمع کرد و به وسیله همان طناب یک طول دیگر و همچنین بقیه وسایل مورد نیاز را از پایین دریافت کرد . و در نهایت نفر را بوسیله حمایت روی طناب به پایین فرستاد و در ادامه خود فرود آمد که حدودا ساعت 5:00 بامداد بود اما طنابها را در کارگاه ثابت کرد تا روز بعد برای جمع آوری میانی ها و طناب کار ساده تر باشد . در صبح شنبه نفر به بخشداری تحویل داده شد و گروه ها به تهران مراجعت کردند . روز یکشنبه ساعت 14:00 بعد از ظهر به منطقه بازگشته و از طریق صعود با یومار ابزارها جمع آوری و به پایین انتقال داده شد .
![]()
توضیحات درباره شخصی که در میان صخره ها گیر افتاده بود و نحوه آن : شخصی به نام حسن که ظاهرا سابق بر این در منطقه گوسفند داشته است به همراه برادر و دو دوست خود در محل حاضر شده بودند . تا جایی که ما اطلاع پیدا کردیم ظاهرا نفر به دنبال گنج از طریق راههایی پله وار که در شب دیده نمی شد از سمت راست مسیر به طاقچه ای بالای جایی که گیر کرده بود رفته و با طناب پلاستکی که در اختیار داشته اقدام به پایین آمدن کرده بود که به علت کمبود طناب و ناتوانی کمی پایین تر در یک طاقچه لای یک شکاف مانده بود این اتفاق ساعت 10:00 صبح برای وی افتاده بود که ساعت 16:00 به ماموران آتش نشانی خبر داده بودند و حدود ساعت 19:00 تیم هلال احمر به منطقه رسیده بود .
نکته قابل توجه دیگر عدم توانایی ماموران آتش نشانی در این گونه حوادث می باشد بطوریکه هیچ گونه اقدامی برای نجات نفر حادثه دیده از طرف آنان نشده بود که به نظر می بایست نیروهای آتش نشانی توانایی انجام این گونه ماموریتها را داشته باشند ضمن اینکه متاسفانه در روز بعد که به محل مراجعه کردیم مشاهده شد تمام زباله مربوط به خوردن شام در شب گذشته توسط ماموران آتش نشانی در محل باقی مانده است که جای بس تاسف دارد ! و همچنین نیاز به آموزش های اینچنینی که شامل امداد در ارتفاعات می باشد ( ماموران آتش نشانی دارند )و در آخر لازم است از همکاری هلال احمر در این امداد تشکر و قدردانی شود .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

