زمان حرکت ساعت 4 صبح و از روبروی شهرداری منطقه یک واقع در میدان قدس تعیین شده بود که تا آمدن تمام بچه ها حدود ساعت 4:10 بود که با استفاده از یک دستگاه ون به سمت رودبار قصران حرکت کردیم .تعداد افراد شرکت کننده 9 نفر بودند که دو نفر از آنها در بین راه به ما ملحق شدند. ساعت حدود 6 صبح بود که به گردنه دیزین رسیدیم .هوا نیمه ابری بود و باد سردی می وزید.پس از پوشیدن لباس گرم مسیر را از طریق یال جنوبی به سمت قله به پیش گرفتیم .(گردنه دیزین در ارتفاع 3300 متری از سطح دریا قرار دارد .و صعود از این مسیر دسترسی به قله 4200 متری کلون بستک را بسیار آسان میکند.)ابتدای مسیر جاده ای خاکی بود که به یک دکل مخابراتی منتهی می شد و ما مقداری از مسیر را در این جاده و باقی را برای کوتاه کردن مسیر از میان بر رفتیم .هنگامی که به دکل مخابراتی رسیدیم یکی از بچه ها که گویا آمادگی لازم را نداشت با نظر سرپرست از ادامه دادن مسیر منصرف شد و با هماهنگی که با راننده شد به تهران باز گشت.و ما مسیر را از روی یال به سمت قله ادامه دادیم در حالی که آقای بابایی سر قدم بودند.ساعت7:45 دقیقه بود که برای صرف صبحانه توقف کردیم و پس از خوردن صبحانه و استراحتی کوتاه ساعت 8 به سمت قله راه خود را پیش گرفتیم. مسیر زیر قله شیب زیادی داشت و پوشیده از برف بود.ساعت 8:45 دقیقه بود که بر فراز قله کلون بستک ایستادیم و پس از گرفتن عکس یادگاری مسیر خود را به سمت خط الراس پیش گرفتیم.

با توجه به شیب زیاد بعضی از قسمت های مسیر و وجود تیغه ها سرپرست از بچه ها خواستن که در صورت داشتن کلنگ از آنها استفاده کنند.ابتدای مسیر خط الراس با توجه به سرازیر بودن مسیر سرعت گروه بالا بود و با سرعت خوبی حرکت میکردیم و آقای بابایی همچنان مسئولیت سرقدم بودن را به همراه داشتن و زحمت برف کوبی هم به عهده ایشان بود.

مسیر پوشیده از نقابهای زیادی بود.و توجه زیادی را برای عبور از آنها می طلبید.پس از طی مسافتی به تیغه های مسیر رسیدیم که دست به سنگ های زیادی را به همراه داشت و عبور از آنها زمان زیادی را گرفت.پس از به اتمام رسیدن تیغه ها سرپرست گروه آقای علی خیرخواه نکته ای را در زمینه استفاده از باتون در شیب های زیاد آموزش دادند .پس از اتمام تیغه ها مسیر دیگر دشواری زیادی نداشت و این امر توجه ما را بیشتر به مناظر اطراف و قله های مجاور جلب کرده بود که در سمت چپ خود خط الراس هرزه کوه ها را داشتیم و در روبروی ما قله های سرکچال و خلنو نمایان بودند.در سمت راست خود هم قله های آبک و روستای شمشک نمایان بود.پس از طی مسافتی در ساعت 12:15 دقیقه جهت استراحت توقف کوتاهی داشتیم و نفسی تازه کردیم و سپس مسیر را به سمت قله سرکچال ادامه دادیم .در طول مسیر هم سعی میکردیم با دقت اطراف را نگاه کنیم تا شاید اثری از دوست و همنورد خود حمید براتچی که سال گذشته در منطقه ناپدید شده بود بیابیم .ولی خود متاسفانه اثری پیدا نکردیم.

ساعت 1:30 دقیقه بود که به قله سرکچال رسیدیم .و پس از گرفتن عکس و استراحتی کوتاه به سمت پناهگاه لجنی حرکت کردیم.
ساعت 3 بود که به پناهگاه لجنی رسیدیم و بعد از خوردن ناهار در ساعت 3:30 دقیقه از مسیر تابستانه به سمت پایین حرکت کردیم.و در ساعت 5:30 دقیقه در روستا بودیم و ماشین هم با هماهنگی قبلی منتظر ما بود.و پس از سوار شدن به سمت تهران حرکت کردیم. هزینه برنامه هم برای هر نفر مبلغ 7000 تومان شد.

در پایان جا دارد که از سرپرست و تمامی بچه ها به خاطر هماهنگی های موجود تشکر کنم.

