نام برنامه : قله سبلان
ارتفاع : 4811 متر
زمان :9 و10 مهرماه
منطقه جغرافیایی : استان اردبیل ، لاهرود
نوع برنامه : دو روزه
امکانات : دارای پناهگاه (البته در این فصل آب وجود ندارد)
در این فصل بوفه ،امانت داری و ساير امكانات پناهگاه غير فعال مي باشد اما وسیله نقلیه بطور محدودي وجود دارد .
آنتن موبایل تقریبا درهمه جای منطقه وجود دارد
اعضاي گروه : آقایان محمود آرين (سرپرست) ، علی میرجمالی، احسان جابری، مسعود جابری، سهند پیمانفر، حامد ارشدی فر، بابک اثباتی ، محمد مرتضوی و خانم مریم محمدصالح (تهيه گزارش)
شرح مختصری از سبلان :
کوه آتشفشانی سبلان در 40 کیلومتری جنوب غربی اردبیل و 25 کیلومتری جنوب شرقی مشکین شهر قرار دارد. طول سلسله کوه سبلان را 60 کیلومتر و پهنای آن را 45 کیلومتر تخمین می زنند. این سلسله کوه سه قله معروف دارد و قله اصلی آن ، سبلان (به گویش محلی، سلطان ساوالان) 4811 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و دو قله دیگر آن هرم و کسری نام دارند.
قله سبلان در تمام طول سال پوشیده از برف است . در دهانه آتشفشانی آن دریاچه بیضی شکلی به اقطار تقریبی 140 و 80 متر قرار دارد که عمق آن در کناره ها بسیار کم و در وسط نامعلوم است. آب آن تنها از طریق بارش باران و برف تامین می شود و هیچ نوع موجود آبزی در آن مشاهده نمی شود.
برای صعود به سبلان معمولاً از جبهه شمال شرقی یعنی مسیری که پناهگاه (حسینیه) در آن قرار دارد اقدام می کنند. صعود را می توان از محلهایی به نام قوتورسویی و یا شابیل (بیشتر شابیل با ارتفاع 2700 متر) شروع کرد و به سمت پناهگاه در ارتفاع 3700 متری ادامه داد و صبح روز بعد صعود به قله را انجام داد . البته از شابیل یا قوتورسویی تا پناهگاه را می توان با وسایل نقلیه مثل لندرور هم پیمود (که نرخ آن در فصل پاییز امسال نفری 4000 تومان بود).
گزارش برنامه :
تیم ما طبق قرار قبلی ، ساعت 20 روز چهارشنبه هشتم مهر ماه از پایانه غرب تهران به سمت اردبيل حرکت کردیم . ساعت 6:30 به پایانه اردبیل رسیدیم و پس از صرف صبحانه در همان نزدیکی (قهوه خانه ای در نزدیکی درب پایانه) توسط مینی بوسی که از قبل هماهنگ شده بود به طرف لاهرود و از آنجا به شابیل حرکت کردیم و ساعت 9:30 به آب گرم شابیل رسیدیم .
شکوه و عظمت سبلان که اکنون کمی سپید پوش هم شده بود در برابر ما کاملا نمایان بود و انرژی زيادي به گروه ما مي داد و ما را به سمت خود می کشانيد .
با توجه به ناپایدار بودن هوا و احتمال بارندگی و سرمای هوا ، تصمیم گرفتیم که از جبهه شمال شرقی صعود خود را انجام دهیم . از راه پاکوب در دامنه کوه كه از كنار تيرك هاي تله كابين (در حال احداث) آغاز مي شود و جهت آن به سوی جنوب شرقی می باشد ، حرکت به سوي پناهگاه را شروع كرديم . مسیر صعود بوسیله پاکوب مشخص می باشد و از نیمه راه در صورت صاف بودن هوا ، پناهگاه نیز قابل رویت است . جاده خاکی پناهگاه نیز می تواند راهنمای خوبی برای پیدا کردن مسیر باشد . در نزدیکی اولين چادر عشایر ، گوسفند کشته شده ای را دیدیم که معلوم بود به تازگی توسط گرگی دریده شده است ( برای همگی ما جالب بود چرا که تا به حال از نزدیک با چنین صحنه ای مواجه نشده بودیم) .
ساعت 13:30 در هوايي خوب و آفتابی (كه البته در سایه کمی سرد بود) به پناهگاه رسیدیم . پس از صرف ناهار ، در یکی از اتاقهای آنجا مستقر شدیم و تصمیم گرفتیم که گشتی در منطقه بزنیم .گروهي 40 نفره از کرج در حال بازگشت از قله بودند که اطلاعات خوبی از وضع آب وهوای قله و میزان برف آنجا به ما دادند . کمی برف برای تهیه چای جمع کرديم وکم کم شروع به آماده سازی وسایل شام کردیم وچون تصمیم داشتیم صبح زود حرکت کنیم ساعت 19:30 خوابیدیم . در حدود نیمه شب حال یکی از اعضاي گروه بد شد که تقریبا همگی بیدار شدیم و در همان حین متوجه نور رعد و برق در نزدیکی منطقه شدیم . برق از ارتفاعي پايين تر از پناهگاه دیده می شد و محل تقريبي آن آسمان شهر سرعين بود .
صبح زود بيدار شديم و پس از صرف صبحانه ، ساعت 5:10 حرکت به سوي قله را آغاز کردیم. آسمان همچنان پرستاره و زیبا جلوگر بود و اشکال زیبای ابرها در دور دست بر این زیبایی افزوده بود. وقتی به سر یال رسیدیم زیبایی ها با طلوع خورشید صد چندان شد و ما هم شکرگذار خداوند که از دیدن این همه زیبایی بی نصیب نبودیم . بالاتر از پناهگاه ، پاکوب ها پر رنگ تر هستند و علاوه بر آن مسیر صعود توسط پرچمهای رنگی و در فواصل نزدیک مشخص شده است .
از ابتداي مسير حرکت ، تمامی درسهايي كه در كلاس شناسایی مسیرهای سبلان (در جلسه گروه) عنوان شده بود ، برایمان مرور شد و خوشحال از اینکه با دید تازه تری وارد منطقه شدیم (با تشكر از آقای عظیمی و کمیته آموزش برای برگذاری این کلاس ) .
در پاکوب بعد از سنگ محراب (تخته سنگی در نزدیکی قله) جای پای خرس هیجان جالبی را در ما ایجاد کرد و خوشحال از دیدن آنها؟!؟!
ساعت 9:30 منظره دریاچه یخ زده قله اوج لذت و شکوه برنامه بود .
زیبایی وصف ناپذیری که خستگی راه را از تنمان بیرون راند و ناگفته نماند که جای تک تک دوستان را خالی کردیم و سپاسگذار خداوندی که توان رفتن و دیدن آن همه زیبایی را به گروه ما عطا کرد.
پس از گرفتن عکس و استراحتی کوتاه (و البته شنیدن صداهای عجیب) ترجیح دادیم سریع تر حرکت کرده و به طرف پناهگاه بازگرديم !!
ساعت 12:40 به پناهگاه رسیدیم و بعد از جمع كردن وسایل ، توسط لندرور (به دليل داشتن زمان کافي براي استفاده از آبگرم) به سمت شابیل حرکت کردیم .
مینی بوس با کمی تاخیر ، ساعت 16:30 به شابیل رسید و از آنجا به اردبیل و پایانه مسافربري حرکت کرديم . برای اینکه از آش دوغ و کباب اردبيل هم بی نصیب نمانیم پس از تهیه بلیط براي صرف شام به داخل شهر برگشتيم . برنامه ساعت 6:30 روز شنبه 11مهرماه در پايانه مسافربري تهران به پايان رسيد .




