تهيه گزارش واحد و جامع از حوادث پر دامنهاي كه تعداد زيادي از شهروندان با آن درگير ميشوند، كاري دشوار و گاه محال است. جريان حادثه از چشم افرادي كه در موقعيتهاي مختلف قرار دارند، متفاوت است و علاوه بر آن حتي افرادي كه در يك موقعيت هستند به دليل تفاوتهاي فكري، احساسي و نگرشي برداشتهاي مختلفي از يك ماجرا دارند. در مواردي هم به دليل ثبت نكردن وقايع و غلبهي هيجان بر افراد در سادهترين امور اختلاف وجود دارد مثلاً ساعت و زمان اتفاقات، توالي و تطابق آنها، نام و تعداد افراد از آن جمله است.
در اينگونه حوادث قضاوت عجولانه و ايراد اتهام نسنجيده به اشخاص يا سازمانها كار درستي نيست و شنيدن دلايل و شرايط هر فرد حقيقي يا حقوقي قبل از ايراد اتهام ضروري است.
نخستين گام بعد از تهيه گزارش طرح سؤالات دقيق و سنجيدهاي است كه راهگشاي كشف علل و مقصرين يك حادثه خواهد بود.
روز پنجشنبه 15/11/88 خانم رويا روزبهاني و آقاي سعيد طاهري از اعضاي گروه كوهنوردي همت شميران حدود ساعت 8 صبح شمشك را به طرف ديزين پشت سر مينهند. جاده باز بوده و هيچ مشكل ترددي وجود نداشته است.
در پيست ديزين فقط تلهكابين دره مشغول به كار بوده و تلهكابين ساير مسيرها كار نميكرده است. بعد از ساعت 11 پيست تعطيل ميشود و اسكيبازان به تدريج شروع به ترك محل ميكنند ( تله كابين پاركينگ جهت انتقال اسكيبازان كار ميكرده است )
بيش از 10 خودروي شخصي از ساعت 12 اقدام به بازگشت ميكنند ولي به دليل بارش برف در جاده، حركت آنها متوقف ميشود كه بيش از يك ساعت به طول ميكشد. سرانجام يك دستگاه لودر به محل آمده و خودروها به آرامي پشت سر آن ميرانند اما مجدداً حركت آنها متوقف ميشود. توقف اخير به دليل مسدود شدن جاده در اثر سقوط يك بهمن حوالی ساعت 2 بعدازظهر بوده است.
صادقیان از طرف پيست ديزين جهت هدايت اسكيبازان در محل بوده و مانع خروج آنها از خودروها ميشده است. محل حادثه بيش از 2 كيلومتر از پاركينگ فاصله دارد. قبل از ساعت 3يك گروه 30 نفره از كوهنوردان باشگاه دماوند از کنار صف خودروها عبور ميكنند.صادقيان، پیمانکاری که از طرف پیست مسئول راهداری است در مورد عبور به ایشان هشدار میدهد و پاسخ میشنود که ما به کارمان آشنا هستیم. آنها پس از تجمع گروه پشت لودر عبور از بهمن را آغاز میکنند. علی جعفری راننده لودر میگوید که یک گروه 6-5 نفره از بهمن عبور کرد من در اتاقک را باز کرده و به آنها گفتم که صبر کنند، این کار خطرناک است. بقیه نفرات با کمی تأخیر عبور را آغاز کردند. ظاهراً آنها باور نداشتند كه ديو سپيد از فراز صخرهها چشم دوخته و رسيدن ايشان را لحظه شماري ميكند.
طبق اظهارات علی، هنگام عبور دومین گروه بهمن دیگری فرارسیده و چهار تن از آنان را به زیر میکشد و پشت لودر دفن میکند و باد آن موجب غلطیدن دو اسکیباز به دره میشود که در آن نزدیکی مشغول نظاره و فیلمبرداری از صحنه بودهاند. هوا به شدت برفی بوده و امکان دیدن بالا به هیچوجه وجود نداشته است و در ساعات بعدی هم همین شرایط ادامه داشته است. بهمن پودری بیهیچ صدایی به آنان حمله کرده بود.
15 دقيقه بعد از عبور کوهنوردان از کنار خودروها سعيد طاهري جهت بررسي وضعيت، از خودرو خارج شده و با عجله بازگشته و خبر ميدهد كه عدهاي از كوهنوردان دچار بهمن شدهاند و جهت امداد به محل حادثه ميرود. حدود يك ربع پس از آن رويا جهت كسب خبر ميرود و ميبيند كه سعيد با عدهاي مشغول كار هستند. سعيد از او ميخواهد كه بازگردد، چون احتمال سقوط بهمن مجدد زیاد است. در اثر اصرار سعيد، وي به محل امنی باز ميگردد.
حسين محمديان ( حسين فراز ) نيز از اسكيبازاني بوده است كه به كمك كوهنوردان شتافته بود. وي ميگويد كه خودش با ميل سونداژ و فرشاد خليلي و يك نفر ديگر با دسته بيل افراد را جستجو ميكردهاند كه بعداً فقط وي و فرشاد مشغول اين كار بودهاند و سعيد طاهري در يك گروه 5 نفره مشغول كاوش و نجات مصدومان شناسايي شده بودند. طبق اظهارات وي اين عمليات يك ساعت، حدوداً از ساعت 1:15 تا 2:15 ادامه داشته و طي آن 3 نفر از 4 بهمنزده را خارج كرده بودند و تنها ناديا را پيدا نميكردند. تا اينكه بهمن دوم نفراتي را كه مشغول امداد بودند به كام خود كشيد و علاوه بر آن موجب مرگ مجيد شهپري كه در كابين لودر بوده است نيز ميشود.
زماني كه از طرف محمديان اعلام ميشود با ساير گزارشها اختلاف فاحش دارد، حميد مساعديان رئيس هيئت كوهنوردي شميرانات ساعت 4:15 از طريق رويا روزبهاني از حادثه مطلع ميشود كه ميگويد حدود نيمساعت از بهمن دوم گذشته است. سيروس جعفري مربي ديزين و از كارمندان پيست ساعت 4:10 از طريق خانم ناصحي از باشگاه دماوند خبر را دريافت ميكند. اسحاق سالاركيا مسئول كميته فني گروه كوهنوردي ميگون ساعت 4:20 از طريق ضرابيان مسئول گروه كوهنوردي لواسان از حادثه مطلع ميشود. مجموعهي اطلاعات نشان ميدهد كه بهمن دوم حدود ساعت 3:45 و بهمن اول حدود ساعت 3 رخ داده است. امير سلطانيان ( اسكيباز ) معتقد است كه فاصله دو بهمن نيمساعت بوده و در ساعت 3:15 و 3:45 رخ دادهاند. حسن بيرجندي، مجيد شهپري، ناديا آنجفي و يك تن ديگر 4 نفري بودهاند كه بهمن اول زير گرفته بود و از آنها فقط ناديا خارج نشد. علی جعفری راننده لودر میگوید کوله آبی رنگی روی برفها دیده میشد. صاحب آن اولین شخصی بود که نجات یافت، پاها و اندام او در برف بود و ظاهراً از کمر خم شده بود وی هیچ آسیبی ندیده بود. انگشتان بيرجندي از برف بيرون بود و آنها را تكان ميداد، ظاهراً او دومین نجات يافته است. حالا گروه 9-8 نفره مشغول جستجو و امداد هستند كه سه تن از آنها فرشاد خليلي (سرپرست گروه كوهنوردي )، سعيد طاهري ( امدادگر ) و حسين محمديان ( امدادگر ) هستند و بقيه اعضاء گروه دماوند هستند. مجيد شهپري را كه خارج ميكنند دچار سرمازدگي بوده، براي گرم كردن وي، او را به اتاقك لودر منتقل ميكنند. پس از نجات سه نفر، جستجوي بيثمر ناديا به درازا ميكشد ( بعداً جنازهي او در پايينترين سطح كشف شد)
تا اينكه بهمن دوم سرازير شده و 9 تن را به كام خود ميكشد و علاوه برآن شیشهی اتاقک لودر را شکسته و مجید شهپری را به دیواره آن کوبیده و می کشد. يكي از اين 9 تن بيرجندي بود كه يك بار از بهمن اول نجات يافته بود وی بر روي بهمن دوم قرار ميگيرد و حدود 100 الي 200 متر پايينتر از بهمن خارج ميشود. سپس با تلاش فردي، خود را از دره بالا ميكشد.
طبق شنيدهها سعيد طاهري در ابتدا با دست برفها را كنار ميزده و سپس بيلي را بدست آورده و كارش را ادامه ميدهد.
رويا كه هنگام وقوع بهمن دوم بيرون از خودرو بود بدون اينكه صدايي بشنود، جريان تند هوا را حس ميكند. از پيچ جاده ميگذرد و به محل حادثه ميرود وقتي اثري از امدادگران نميبيند دست به كار جستجو ميشود و با چند نفر ديگر جستجو و كاوش را آغاز ميكنند. امير سلطانيان ميگويد من هم بعد از بهمن دوم به محل رفتم بيشتر كساني كه مشغول امداد بودند، اسكي باز بودند. حدود 4 مرد و 3-2 زن عمليات امداد را ادامه ميدهند. آنها ابتدا پيكر فرشاد را خارج ميكنند. اظهارات متناقض صادقیان و رویا روزبهانی از قول بهیار حاضر در تیم کوهنوردی زنده بودن فرشاد را در آن لحظه برای ما مبهم کرده است. سلطانيان ميگويد كه دستكش و كلاه نداشته ولي محمديان تأكيد ميكند كه وي دستكش و كلاهش را در زير بهمن از دست داده است. محمديان و فرشاد خليلي نزديك يكديگر دفن شده بودند، ظاهراً اولين نفري كه نجات يافته محمديان است كه طبق گفته خودش 75 دقيقه زير بهمن بوده است. نفر ديگري به نام جواد از اعضاء تيم كوهنوردي نجات مييابد كه در اوايل تاريكي هوا بوده است و قطعاً بعد از ساعت 5:30 بوده است بنابراين حدود 2 ساعت زير بهمن بوده است.
ميتوان گفت نجات جواد نقطه پايان عمليات امداد است. عمليات حدود ساعت 6 خاتمه مييابد زيرا در اين هنگام مسئولين پيست كه قبلاً اسكيبازان و كوهنوردان باقيمانده را به پيست منتقل كرده بودند ، نزد گروه 6-5 نفره امدادگر آمده و به علت خطرناك دانستن شرايط، آنها را به پيست منتقل ميكنند ولي رويا روزبهاني از مراجعت خودداري كرده و در خودرواش باقي ميماند. ساعت 8 شب بيرجندي از پاركينگ نزد رويا رفته و ميماند. بالاخره سولقاني رئيس پيست به رويا مراجعه كرده و به هر ترتيب او را وادار به ترك محل مينمايد.
اميدها براي نجات بهمنزدگان به پايان ميرسد.
در پيست ديزين چه گذشت؟
راهداري جاده ديزين در اختيار پيمانكار است كه از طرف شركت بامپاد كه عهدهدار مجموعهي ديزين است، مسئول نگهداري جاده است. صادقيان و افرادش اسكيبازان و كوهنوردان را در گروههاي ده نفره در بيل لودر نشانده و به پاركينگ و اتاقك راهداري منتقل ميكردند. اين عمليات از حدود ساعت 4 تا 6 انجام ميشود ظاهراً در اين بازهي زماني وضعيت هوا در حوزهي پاركينگ و نقطهي حادثه متفاوت بوده است. كارمندان پيست ميگويند كه با كولاك شديدي روبرو بودهاند. در حالي كه افراد امدادگر هوا را قابل تحمل ميدانستند و رويا ميگويد بعد از بهمن دوم هوا كاملاً ثابت و پايدار شد و حدس ميزند دماي آن حتي در حدود ساعت 8 شب از 5- تجاوز نكرده است.
به هرحال يك تيم 6 نفره از پرسنل پيست و مربيان به سرپرستي سولقاني رئيس پيست و سيروس جعفري به علت صدمه ديدن تلهكابين پاركينگ در اثر باد، با دو دستگاه برفكوب به بالا ميروند و ساعت 5:30 به پاركينگ ميرسند. ظاهراً حركت برفكوب به علت برف زياد به سختي و كندي صورت گرفته و پيمودن مسير حدود يك ساعت وقت ميگيرد. به علت موانعي نظير نردهها برفكوب نميتواند وارد جاده شود . جعفري ميگويد مسافت 800 متري از پاركينگ تا اتاقك راهداري را پياده طي كرديم كه به علت برف سنگين بيش از يك ساعت طول كشيده است. از نظر مسئولين پيست اعزام برفكوبها و تيم امداد محلي مساعدت مديريت پيست تلقي ميشود و از نظر ايشان اسكيبازان جزء بهمنزدگان محسوب شده و انتقال آنها و باز ماندگان گروه كوهنوردي عمليات نجات افراد از بهمن به شمار ميآيد كه جمعاً حدود 43 نفر بودهاند. البته مسئولين و كارمندان پيست هيچگونه مسئوليتي براي نجات بهمنزدگان ندارند ولي در انتقال اسكي بازان گرفتار، قطعاً مسئول بودهاند كه به خوبي آن را به انجام رساندهاند. طبق گفته افراد پيست برفي كه از ساعت 11 تا 17 باريده بود، بسيار شديد بوده و ارتفاع آن بيش از 50 سانتيمتر بوده و آنها معتقدند كه اين برف سنگين همراه با باد شديد موجب سقوط بهمن، انسداد جاده و بروز حادثه شده است.
اولين گروه امدادگر مركب از كوهنوردان كرجي و افراد هلالاحمر كرج ساعت 9 شب به پيست ديزين ميرسند. اوليايي از گروه مزبور به همراه يكي از افراد هلالاحمر و فرشيد از بازماندگان گروه كوهنوردي و راننده لودر توسط برفكوب به بالا ميروند و پس از بررسي محل حادثه بالاخره در حالي كه ساعت از ده شب گذشته بود اعلام ميكنند كه منطقه به شدت آبستن بهمن است و امكان عمليات وجود ندارد.
در محور شمشك چه گذشت؟
امدادگران هلالاحمر گردنه قوچك اولين گروهي بودند كه خود را به شمشك رساندند ولي جاده 2 كيلومتر بالاتر از شمشك توسط بهمن مسدود شده بود. در نتيجه حدود 5 خودروي هلالاحمر و 20-15 تن از امدادگران در آنجا متوقف شده بودند. از اين نقطه به بعد نقاط بهمن خيز زيادي وجود دارد. خودروها و امدادگران در محل امني متمركز شده بودند. پس از آنها كوهنوردان لواسانات اولين نيروي امدادي بودهاند كه به آنها پيوستهاند و پس از آنها در حدود ساعت 7 يك تيم از گروه همت شميران و سپس گروهي از باشگاه دماوند و سپس كاوه كاشفي و تعدادي از كوهنوردان هيئت استان تهران به محل مزبور ميرسند. لودرهاي راهداري و امكانات بخشداري سرگرم گشودن جاده بودند ولي كنار زدن آن بهمن سنگين نياز به بولدوزر داشت. اسحاق سالاركيا مسئول فني گروه كوهنوردي ميگون ميگويد ساعت نزديك 9 شب بود كه بولدوزر خصوصي پيست دربندسر به محل رسيد و از روي بهمن عبور كرده و آقاي بلوكات توسط آن در ساعت 11 شب به محل حادثه رسيده است ولي اعلام كرد كه حركت كوهنوردان پشت سر بولدوزر خطرناك است و بايد تا فردا صبر كرد.
در حدود ساعت 8:30 عدهي زيادي از كوهنوردان از جمله كوهنوردان همت و كاوه كاشفي رئيس هيئت استان تهران به سمت جاده چالوس رفته و از مسير گچسر خود را به ديزين ميرسانند. اين افراد به مرور از ساعت 12 شب به ديزين رسيدند . البته عدهاي از كوهنوردان تهران هم كه حدس ميزدند جاده شمشك مسدود است زودتر به ديزين رسيده بودند. همهي اين افراد پس از رسيدن كاوه كاشفي دريافتند كه بايد تا فردا صبح صبر كرد تا عمليات جستجو را شروع كنند. به اين ترتيب صدها كوهنورد در شمشك و ديزين شب را در انتظار سپيده سركردند. شرح عمليات جمعه 16/11/88 براي خروج اجساد كه از هردو محور انجام شد مسئلهاي حاشيهاي است كه از موضوع « امداد و نجات » خارج ميشود بنابراين از تشريح آن صرفنظر كرده و به ذكر اسامي قربانيان اكتفا مي كنيم.
1- فرشاد خليلي 2- سعيد طاهري 3- ناديا آنجفي4- مهدی خراساني 5- علياكبر ابراهيم زاده 6- مجيد شهپري 7- حميد كاظمزاده 8- اکبر کشاورز
پرسشهایی در مورد مسیر شمشک به دیزین.
1- ظاهراً بستن محور شمشک به دیزین از صبح پنجشنبه 15/11/88 ضروری نبوده است. ولی اسحاق سالارکیا معتقد است که هرگاه بارش برف در این محور از cm30 تجاوز کند خطر ریزش بهمن جدی میشود و باید جاده مسدود شود. علی جعفری راننده لودر راهداری پیست میگوید برفی که شب قبل باریده cm30-20 بوده است و نیازی به بستن جاده نبوده ولی اسحاق سالارکیا معتقد است که بستن جاده ضروری بوده است. به هرحال صادقیان میگوید ساعت 10 صبح به دلیل خراب شدن هوا جاده را بستیم ( از محل نیوجرسی ) البته علی جعفری زمان آن را 11 صبح میداند.
پرسش این است « آیا بارش شب قبل منطقه را آبستن بهمن
کرده بود یا نه؟
آیا مسئولین پیست از پیشبینیهای هواشناسی استفاده
نمیکنند؟ به کدام سایت هواشناسی مراجعه میکنند ؟ یا
اینکه اصولاً پیشبینی هوای آن منطقه در هیچ سایتی وجود
ندارد؟ بالاخره آیا هوای روز پنجشنبه پیشبینی نشده بود؟
2- در حالی که برای کنار زدن بهمنهای سنگین وجود بولدوزر ضروری است راهداری شمشک فاقد بولدوزر است و همان طور که گفته شد حدود ساعت 9 شب بولدوزرD7 خصوصی پیست دربندسر وارد عملیات می شود. قدرت این بولدوزر متوسط است و اسحاق سالارکیا معتقد است که یک بولدوزر D12 میتوانست کل مسیر را در عرض 2 ساعت بازگشایی کند. اگر این نظر نادرست است، لازم است اداره راه رودبار قصران به آن پاسخ گوید و اگر درست است علت فقدان آن را توضیح دهد.
3- اگر انسداد مسیر از اختیار بخشداری خارج است چگونه از روز جمعه با خاکریزی این عمل انجام پذیرفته است و اگر این امر در حوزه اختیارات آن است پس چرا حتی در شب جمعه که تردد سواری ها در مسیر امکانپذیر نبودو جاده نیز توسط بهمنهای متعدد مسدود شده بود هنوز هم جاده باز بود و حتی عوامل پلیس راه و پاسگاه هم در مسیر حضور نداشتند به طوری که کوهنوردان امدادگر بدون هیچ مانعی خود را به ماشین آلات راهداری و منطقه بهمنها بعد از A.S.P می رساندند؟
پرسشهایی در مورد امداد و نجات.
1- ملاحظه کردید که انبوه داوطلبین امداد و نیروهای هلالاحمر حتی دستشان به یک بهمن زده نرسید مگر اینکه جان از کف داده باشد. حتی اگر جاده مسدود نباشد حضور نیروهای داوطلب از تهران و کرج بیش از 2 ساعت زمان میطلبد و این زمان برای نجات بهمنزدگان به شوخی شبیه است. در ثانی اکثر نیروهای داوطلب فاقد تجهیزات لازم نظیر میل سونداژ و ... هستند و از همه مهمتر محور شمشک به دیزین دهها نقطه خطرناک و بهمنخیز دارد که به شدت تیمهای مزبور را تهدید کرده و شانس تلفات را چند برابر می کند. حتی نیروهای هلالاحمر مستقر در گردنه قوچک هم که موقعیت بهتری دارند زودتر از یک ساعت نمی توانند در محل حاضر شوند.
چرا یک پایگاه هلالاحمر در شمشک یا پارکینگ دیزین وجود ندارد تا بتواند بلافاصله عملیات نجات را آغاز کند؟
2- آیا نیروهای هلالاحمر آمادگی و توانایی و آموزش لازم برای نجات بهمنزدگان را دارند؟ کوهنوردان چنین اعتقادی ندارند. آنها میگویند که نیروهای هلالاحمر در عملیات کوهستانی از حیث توانایی و امکانات ضعیفند. از جمله میگفتند که امدادگران هلال احمر که در منطقه شمشک دیده بودند کفش های مناسبی نداشته و از سرما آزرده بودند. از آن گذشته آیا آنها زندهیاب یا سگ دارند یا باید آنها را پس از وقوع حادثه از تهران دریافت کنند؟
3- مسئولین کوهنوردی استان تهران و شهرستان شمیرانات و رودبار قصران معتقدند که امداد و نجات مناطق کوهستانی را باید به کوهنوردان سپرد و سالهاست که طرح آن را مطرح و به مسئولین ذیربط ارائه کردهاند ولی هیچ پاسخی دریافت نکردهاند. آیا وقت آن نرسیده که هلالاحمر و استانداری و ..... پاسخ خود را با ذکر دلایل اعلام کنند؟
پرسشهایی در مورد گروه کوهنوردی.
1- بی شک فرشاد خلیلی کوهنورد بزرگ و آگاهی بود. او استاد مسلم یخ نوردی و بهمن بود علاوه برآن مورد احترام و علاقه جامعه کوهنوردی بود. کارنامه درخشان وی در کوهنوردی و اسکی او را به یکی از افتخارات جامعه کوهنوردی ایران بدل نمود. شخصیت متین فرشاد مانع سوال از وی و نقد نظراتش نمیشد و قطعاً بحث و نقد آنچه گذشته وظیفهی جامعه کوه نوردی است.
آیا خطر سقوط بهمن مجدد نادیده گرفته شد. اگر چنین نیست پس چرا تیم بزرگ 30 نفره از نقطهی خطر عبور کرد.
2- بعد از نقطهی حادثه تا رسیدن به شمشک دهها نقطه بهمن خیز وجود دارد که بسیاری از آن ها خطرناکتر از نقطهی مزبورند. فرض کنیم که تیم از آنجا به سلامت عبور میکرد از آنجا تا شمشک را میخواست چه کند؟ آیا میخواست دهها بار در معرض خطر مسلم قرار گیرد؟
پس از اینکه گروه امدادگر سه تن را از بهمن نجات داده بود و در جستجوی نادیا بود در حقیقت 9 تن در جستجوی یک قربانی بودند و نهایتاً 7 تن دیگر قربانی این جستجو شدند. تیم وظیفهی خود را انجام داده بود و عقل و اصول ایمنی حکم میکرد که عملیات متوقف شده یا با شیوهی کمخطرتری ادامه یابد. آیا احساسات مانع تغییر روش شد؟ آیا هر 9 نفر در حال جستجو بودند؟ با چه ابزاری؟ آیا صحیح است که 8 نفر با وسایل ابتدایی مثل دسته بیل در یک نقطهی کوچک مشغول جستجو شوند؟
در مجال اندکی که قبل از چاپ فصلنامه وجود داشت بعضی از اطلاعات کامل نشد و برخی دیگر هم شفاف نگردید. از جمله نواقص این گزارش عدم دسترسی به اعضاء گروه کوهنوردی دماوند است. به هر حال یکی از ضعف های این گزارش عملیات نجات بعد از بهمن اول است که البته در مورد آن سند منحصربفردی وجود دارد که یکی از اسناد بیسابقهی تاریخ کوه نوردی است. این سند فیلمی است که سعید طاهری توسط دوربین خودکار گروه همت ضبط نموده و حقایق بسیاری را روشن می کند. متأسفانه این دوربین در اختیار مقامات قضایی و انتظامی است و دست ما از آن کوتاه است ولی خوشبختانه جای آن امن است به هر حال این دوربین و فیلم آن متعلق به گروه همت و سعید طاهری است .
دبير هيئت كوهنوردي شهرستان شميرانات
علي معصومي

