به نام خداي ناشناختهها
نام قله: تفتان چهل تن (4110 متر) مورخ:11-7/1/1389
مسیر : تهران- زاهدان- خاش- روستاي كوشه- روستاي تمندان- اردوگاه شهيد فهميده
نفرات شركت كننده:
خانمها لبيبي و نادر خاني - آقايان : محمد مهاجراني، فرهاد فريد پناه، حسن جودي، مهرداد قوسي (ميهمان) ، نادر آسياباني (ميهمان) و سعيد حميدي (تهیه گزارش و سرپرست)
با هماهنگيهايي كه با تربيت بدني زاهدان و هيئت كوهنوردي شهرستان خاش انجام شده بود ما شنبه به اتفاق دوستان صبح ساعت 10:30 از ترمينال جنوب به سمت زاهدان حركت كرديم. ( لازم بذکر است که راه آهن زاهدان به تهران در شرف افتتاح ميباشد) ما بعد از طی 1566 كيلومتر ،ساعت 6:30 روز يكشنبه 8/1/88 به ترمينال زاهدان رسيديم. بعد از كمي گشت و گذار در شهر زاهدان ، ساعت 10:30 به سمت شهرستان خاش حركت كرديم (ما كمي زودتر از ساعتي كه مشخص شده بود به زاهدان رسيديم و هماهنگي هايي كه با هيئت كوهنوردي شهرستان خاش انجام شده بود بعد از 13 بود به همين خاطر 4 ساعتي را در شهر سپري كرديم). رئيس هيئت كوهنوردي خاش جناب آقاي مهندس نظير احمد هاشمي زهي كه علاوه بر رياست هيئت كوهنوردي در معاونت فرمانداري شهرستان خاش هم مشغول به كارند، دو نفر از همكاران خود را همراه با دو دستگاه خودرو به استقبال ما فرستاده بودند كه ما را در ساعت 12:30 به فرمانداري منتقل كردند. بعد از پذيرايي بينظيري كه از ما انجام شد خود ايشان نيز آماده شدند كه افتخار همراهي خود را تا پناهگاه صُبَح تفتان(چهل تن) به ما بدهند. ما ساعت 14:30 از خاش به سمت زاهدان حركت كرديم و بعد از 35 كيلومتر در سمت راست تابلوي روستاي كوشه خود نمايي ميكند وارد جاده روستاي كوشه كه ميشويم قله تفتان رخي به ما نشان ميدهد بعد از كمي سياه چادرها يا عشاير منطقه در سمت چپ جاده جلب توجه ميكنند به پيشنهاد آقاي مهندس هاشم زهي دقايقي را در كنار اين مردم سخت كوش و بسيار مهمان نواز سپري ميكنيم و از چاي، شير، كره و نان محلي انرژي صعود خود را تأمين ميكنيم و دو نفر از اين عزيزان به نامهاي رحمان و سعيد به عنوان راهنما با ما همراه ميشوند. (لازم به ذكر است كه درب پناهگاه تفتان بسته ميباشد لذا جهت استفاده از پناهگاه حتماً بايد هماهنگيهاي لازم صورت پذيرد). ساعت 15:15 همگي راهي روستاي تمندان و سپس اردوگاه شهيد فهميده ميشويم در جناح جنوب اردوگاه برج صخرهاي پير بيبك خودنمايي ميكند.

بعد از آماده شدن دوستان و كم كردن لوازم اضافي ساعت 16 به سمت پناهگاه صُبَح حركت ميكنيم. (پناهگاه صبح تفتان به همت آقاي مهندس هاشم زهي داراي سرويس بهداشتي، لوازم خوراكي پزي، امکانات گرمايي، تختخواب، پتو و چشمه آب ميباشد). بعد از اردوگاه در مسير رودخانه در راستاي گراي 50 درجه حركت ميكنيم. به چند درخت سبز و بلند ميرسيم و مسيرمان را در جهت شرق گراي 90 درجه پيش ميگيريم كه در رو به رو صخرهاي بسان برج پير بيبك مشاهده ميكنيم كه هيبتي ستودني دارد. همين طور مسير را ادامه ميدهيم و به زير برج كه رسيديم مسيرمان را در راستاي گراي 70 درجه تغيير ميدهيم، مسير مان همان مسير رودخانه است. كمي كه جلو ميرويم به چشمهاي مي رسيم كه با فاصله چند متري از درختان بلندي قرار دارد. قمقههاي خود را سيراب ميكنيم. چرا كه تا پناهگاه ديگر چشمهاي وجود ندارد، بعد از چشمه در راستاي گراي 50 درجه حركت ميكنيم در روبه رو ديوارهاي بلند موسوم به بندگلو (مسير اژدها) مشاهده ميشود كه شكاف نسبتاً عميقي به صورت افقي در وسط آن قراردارد بعد از ديواره به شرق ميپيچيم و همين طور در امتداد دره در رودخانه حركت ميكنيم و به تنگه گلو ميرسيم تنگهاي بسيار جالب و هيجان انگيز با ديوارهاي بسيار بلند كه بر جذابيت مسير ميافزايد.

تنگه را كه رد ميكنيم كمي در راستاي 25 درجه حركت ميكنيم و به دشتي نسبتاً پهن كه درختي هم در ابتداي آن وجود دارد ميرسيم در روبهرو در راستاي گراي 100 درجه قله نركوه به ما خوشامد ميگويد مسير رودخانه را پيش ميگيريم و بعد از گذر از چند پيچ و ماپيچ كمكم دره باريك ميشود و قله نركوه از نظرها محو ميشود و جاي خود را به قله صُبَح ميدهد كمي در راستاي 140 درجه حركت ميكنيم و به دو مسير رودخانه ميرسيم(البته رودخانهها خشك و گوگردي بودند) كه يالي در بين اين دو رودخانه در راستاي گراي 130 درجه وجود دارد كه ما را به محلي به نام كتل نردو راهنمايي ميكند كل سختي مسير تا پناهگاه صبح همين جا ميباشد. كمكم شيب زياد ميشود و در سمت چپ ما در جهت شرق قله نركوه با لكههاي برف خود دلبري ميكند. ما در ساعت 18:30 به سريال كتل نردو ميرسيم و استراحت كوتاهي در اينجا ميكنيم و به تماشاي دشت وسيع دغال در راستاي گراي 340 درجه مينشنيم.

بعد از تجديد قوا دوباره در راستاي 130 درجه حركت ميكنيم كه در روبهرو قله صبح به چشم ميخورد همين طور مسير را رو به انتهاي درهي منتهي به قله صبح ادامه ميدهيم كه به يكباره در جهت شرق؛ پناهگاه نقاب از چهره بر ميدارد.

ساعت 19 ميباشد و آسمان كمكم رو به تاريك شدن است و قرص ماه از پشت ابرها به جدال با تاريكي شب ميپردازد. شام مفصلي كه جناب آقاي مهندس هاشمي زهي و راهنمايان عزيز با زحمت فراوان تدارك ديده بودند در شبي به ياد ماندني و محفلي دوستانه و صميمي همگي نوش جان كرديم و بعد از رعايت موارد بهداشت فردي راهي كيسه خوابهايمان شديم. صبح ساعت 30/4 از خواب برخاستيم و به علت بادهاي شديد برنامه را كمي به عقب انداختيم و نهايتاً ساعت5:50 به سمت قله حركت كرديم از اينجا به بعد آقاي مهندس به علت مشغله كاري زياد به همراه يكي از راهنمايان به نام سعيد به سمت پايين حركت كردند. و بقيه به اتفاق آقا رحمان به سمت قله حركت كرديم. از پشت پناهگاه در راستاي گراي 60 درجه حركت ميكنيم و بعد از گذر از چند دره كوچك سوار بر يالي ميشويم و يال را مستقيم در راستاي 60 درجه بالا ميرويم و كمكم به دره اصلي ميرسيم كه از زير پناهگاه شروع ميشد. دره را با شيب زيادي در راستاي 60 درجه ميپيماييم و بعد از كمي پيمايش در جهت جنوب شرق در راستاي گراي 140 درجه سوار بر يالي ميشويم استراحتي كوتاهي مي كنيم و در جهت راستاي 45 درجه حركت ميكنيم. و بعد از مدتي به رگههاي سنگي ميرسيم كه با دنبال كردن اين رگهها به گردنه ميرسيم. در جهت شمال غرب قله مذكور را ميبينيم كه زير نور زرد آفتاب سحري ميدرخشد از گردنه در راستاي 140 درجه به سمت قله تفتان حركت ميكنيم. از اينجا به بعد قله ميخواهد خودي به ما نشان دهد به همين جهت با بادهاي قدرتمند با سرعت 50 تا 60 كيلومتر به استقبال ما ميآيد گاهي آنقدر باد شديد ميشود كه دست در دست يكديگر به صورت زنجيروار حركت ميكنيم.
بعد از گذر از چند پستي و بلندي، قله با ديدن اصرار و جسارت دوستان بالاخره دودكش پرفشار گوگردي خود را به ما نشان ميدهد. به سان سوت قطارهاي بخار كه در پايان ايستگاه به صدا در ميآيد. منظرهاي تماشايي و بيمانند همگي خوشحال و بهت زده، محو تماشاي تنها خروجي آتشفشان تفتان شدهايم كه چگونه بخار و گوگرد را به سمت آسمان پرتاب ميكند و همراه با باد ميرقصاند، ساعت 8 صبح را نشان ميدهد.

خدا را شكر ميكنيم و بعد از گرفتن چند عكس يادگاري به سمت پايين حركت ميكنيم. در ساعت 9:30 به پناهگاه ميرسيم و بعد از كمي استراحت خستگي صعود را در آب گرم كنار پناهگاه بدر ميكنيم. ((پناهگاه داراي چشمه آب گرم ميباشد كه در درهي كنار پناهگاه قرار دارد و همچنين پناهگاهي 6 يا 7 طبقه مجهزتر از پناهگاه فعلي در كنار پناهگاه در حال احداث مي باشد)) بعد از آب تني و خوردن ناهار ساعت 12:30 از پناهگاه روانه پايين ميشويم و 14:45 به اردوگاه شهيد فهيمده ميرسيم. ((نكته مهم اينكه مسيري كه در بالا تشريح شد به هيچ عنوان نبايد در زمستان به علت بهمن گير بودن استفاده شود)). و توسط مينيبوسي كه آقاي مهندس هاشمي زهي تهيه فرموده بودند به سمت فرمانداري خاش حركت كرديم. در فرمانداري با مشورت و راهنمايي كه از جناب مهندس گرفتيم قرار براين شد كه راهي روستاي تمين شويم چرا كه اين روستا داراي جاذبههاي گردشگري فوقالعاده بالايي ميباشد. اين روستا در 70 كيلومتري شهرستان خاش قرار دارد از توابع بخشداري ميرجاوه با مردمي بسيار مهمان نواز به معناي واقعي. اين روستا حدوداً در جناح شمالي قلة تفتان قراردارد و بسيار سرسبز و خوش آب و هواست.
منظره قله تفتان از اين روستا با جاهاي ديگر قابل مقايسه نيست و همچنين كوتاهتر بودن مسير از اين جبهه و سرسبزي و بكر بودن آن و همچنين چشمه آب گرمي كه در طول مسير وجود دارد و محل شب ماني و برپايي چادر كه در طول مسير وجود اين مسير به زيبا ترين مسير صعود به قله مبدل ساخته است. از جاذبههاي گردشگري روستا مي توان به چشمه حضرت موسي كه آب ده را تأمين ميكند و بارش برف و باران يا خشكسالي در آن تأثيري ندارد، قلعه تمين كه در وسط ده قرار دارد و موقعيت استراتژيك فوقالعاده اي دارد، گورستان سنگي زمان زرتشتيان، آبشار سرتاسري تمين، آسياب آبي قديمي روستاي تمين، معماري صخرهاي بسيار جالب و ديدني و همچنين قبرستان هفتاد ملا كه در روستاي روپس در فاصله 30 دقيقهاي از روستاي تمين قرار دارد و همين طور روستاي جشن كه در نزديكي روستاي تمين قرار دارد.

از نكتههاي قابل توجه اينكه اكثر مردم روستاي تمين تحصيل كرده مي باشند و به علت داشتن پايگاهي كه توسط خود مردم اداره ميشود داراي امنيت خيلي خوبي ميباشد روستا داراي برق، تلفن، آنتن مخابرات و مدرسه و خانه بهداشت ميباشد و امرار معاش مردم روستا از طريق باغذاري و دامپروري ميباشد.

در خاتمه تشكر ميكنيم از جناب آقاي مهندس نظير احمد هاشم زهي رئيس محترم هيئت كوهنوردي شهرستان خاش كه ما را آنقدر مورد لطف قرار دادند كه واقعاً شرمنده شديم و معناي واقعي مهمان نوازي را حس كرديم و همچنين جناب آقاي عبدالنبي كردي تميني فرمانده پايگاه روستاي تمين و پسران عزيزش آقا افشين و آقا امين كه با وجود مستقر شدن ما در مدرسه و مهيا بودن همه چيز، منزل خود را تمام و كمال در اختيار ما قرار دادند و با ماشين شخصي خودشان از صبح عليالطلوع تا ظهر براي ما وقت گذاشتند و با تمام وجود جاذبههاي گردشگري روستاي تمين و روستاهاي اطراف را به ما نشان دادند. اميدواريم بتوانيم در جهت شناساندن اين مردم خوب و معتقد ايران زمين گامي برداريم.
((لازم به ذكر است كه مسير بازگشت زاهدان به تهران به علت ايست بازرسي حدوداً 3 تا 4 ساعت زمان بيشتري را مي طلبد.))
با تشكر از همراهي دوستان

